گهی خنده به لب هایم
گهی اشک از چشمم جاریست
نمیدانی غم من را
ز تو هیچ انتظاری نیست
گهی با من به رویایی
گهی یادت کنارم نیست
سفر با تو هم آغوش است
ز تو هیچ انتظاری نیست
من از فردای آیینه
درم فریاد ها جاریست
تو از جنس سکوت شب
ز تو هیچ انتظاری نیست
من و سردی شب هایم
برایم گرمی ات کافیست
ولی برف زمستانی
ز تو هیچ انتظاری نیست
همی درگیر طوفانم
در این رویا که طولانیست
فراموشی نجاتم شد
ز تو هیچ انتظاری نیست
رهام حسن زاده
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۶ ساعت 14:25 توسط ادمین
|
برچسب:
نویسنده: لیلا عابدی